اگر يك فنجان حاوي آب واژگون شود ، آب در مسيري اتفاقي و بدون اينكه آنرا هدايت كند ، به اطراف پاشيده مي شود . اين حالت شبيه غرايز و عكس العمل هاي طبيعي است كه فرد در مواجهه با موقعيتي سخت و كشنده از خود بروز مي دهد . واژگوني فنجان ، تهديدي است براي آب و پاشيده شدن آن به مناطق مختلف واكنش آن مي باشد .

اگر آموزش هاي هنرهاي رزمي را به ذن اضافه كنيم ، به مانند آن است كه در هنگام واژگون شدن فنجان ، قيفي در دست داشته باشيم . در اين حال فرد با داشتن آمادگي كافي ، اميد دارد كه بتواند با استفاده از نيروي قيف آب را در هوا گرفته و در مسيري صحيح به جريان اندازد . افزودن موشين نيز همانند چسباندن قيف به لبه فنجان مي باشد تا به اين وسيله به فنجان كمك كند تا نيازي به تفكر و خودآگاهي براي تعيين مسير آب نداشته باشد .

موقعيت بدون فكر كردن پيش مي آيد ، دانش هم بدون فكر روي مي دهد و مقصد نهايي نيز بدون فكر حاصل مي گردد . تاكيد به حركت كردن همراه با حركات موزون روح براي كسي كه سوال زير برايش مطرح مي شود ، موضوعي اساسي و مهم مي باشد ، يك فيلسوف بودايي چگونه مي تواند ارتباط نزديكي با طبقه نظامي داشته باشد . گفته مي شود كه تعاليم مديتيشن ذن ، فراذن فكر را به حالت اصلي و اوليه اش باز مي گرداند و به اين ترتيب آن را با نظام موجود در جهان هماهنگ مي سازد .
دشيمارو در مورد مفهوم خدا و آگاهي نوشته استاين نوع آگاهي ، آگاهي ساتوري مي باشد . خود كنار گذاشته شده و حذف مي شود . در اين مكتب اعمال سامورايي به دو دسته خوب و بد تقسيم مي شوند اين اعمال همانند باد كه ممكن است به گرده افشاني و روشن كردن خاكستر كمك كند ، سرانجام فروكش كرده و تمام مي شوند . در مثال ذكر شده در فوق راجع به فنجان آب ، به نظر مي آيد پرسيدن اين سوال كه آيا حركت قيف درست بود يا نادرست ( اخلاقي يا غير اخلاقي ) جايي نداشته باشد . آن عمل نه خوب بود و نه بد . قيف هيچ اختياري از خودش نداشت . و فقط همراه با تغيير موقعيت حركت كرد . كسي نمي تواند بگويد كه اعمال فنجان جداي از موقعيتش بود و نياز به قضاوت اخلاقي دارد . فكر سامورايي در مكتب ذن به اين صورت آموزش مي بيند .

يك موقعيت نه اخلاقي است و نه غير اخلاقي .

سامورايي با پرورش موسيقي ، بدون هدف عمل مي كند . بنابراين فكر سامورايي جداي از موقعيت نيست و مورد قضاوت اخلاقي قرار نمي گيرد . طبيعت سامورايي مي شود طبيعت همه چيز . اسلحه سامورايي ، كاتا به تبع شخصيت او تغيير مي يابد . در دستان يك سرباز بي لياقت شمشير وسيله اي مي شود براي ويراني و تخريب . در دستان يك سامورايي شمشير وسيله اي مي شود براي رسيدن به سعادت جاوداني كه وقتي از نيام كشيده مي شود ، همانند باد ، بدون هدف مي وزد . گفته اي در ذن وجود دارد كه مي گويد كاتانا در يك زمان شمشير زندگي و شمشير مرگ مي باشد . لبه تيز شمشير به سمت صاحب آن بر مي گردد . اين خود سمبلي است كه با آن سامورايي به ياد مي آورد ، تعلق و وابستگي اش به اين دنياي فاني را قطع نمايد .
در نتيجه اين مفهوم به كسي كه به آن اعتقاد دارد زندگي صحيح مي بخشد و به مردم و عقايدي كه در راه رسيدن به سعادت جاوداني متوقف شده و از راه باز مانده اند ، مرگ را عرضه مي كند . شمشير جزئي از سامورايي است سامورايي از اين مكتب اطاعت و پيروي مي كند . بنابراين شمشير زندگي و شمشير مرگ با هم وجود دارند .

وقتي ما به جنگجوي ژاپني فكر مي كنيم ، براي اينكه بتوانيم روش و سبك اين مكتب ماندني تاريخي و بي همتا را درك كنيم مي بايد اهداف آنرا به ياد بياوريم .

همانطور كه در فوق بحث شد پيشرفت ذن و رزم در ژاپن منطبق و همراه با پيشرفت سامورايي بود . ذن ويژگيهاي شخصيتي كه سامورايي را از يك جنگجو متمايز مي سازد را ويرايش و موشكافي كرد . ذن به اعماق وجود جنگجويان ژاپني راه يافت و از آن افراد داراي هوشياري و آگاهي فوق العاده ، اشخاص خدا ترس ، پرهيزگار و مصمم خلق كرد كه نسل هاي آينده براي هميشه مجذوب و شيفته آنان بوده و از آنها الهام مي گيرند .

منبع : ویکی پدیا